السيد موسى الشبيري الزنجاني
3825
كتاب النكاح ( فارسى )
ثانياً : روايت در مقام بيان اختيار داشتن اينها نيست بلكه وارد مورد حكم ديگرى است توضيح آن كه : در روايت مفروض گرفته كه اينها ذاتاً اختيار نكاح را داشتهاند و از فرض اختلاف سؤال مىكند . يعنى فرض شده كه هر كدام ابتداء عقد مىكرد ، عقد او صحيح بود ليكن الان اختلاف كردهاند كه كدام يك اول نكاح كرده و زمينه نكاح ديگرى را از بين برده است ، حكم اين صورت چيست ؟ اما اين كه به چه جهت مادر و برادر و دايى اختيار نكاح داشتهاند ، روايت در مقام بيان آن نيست . نتيجه آن كه ، هيچ دليلى بر اثبات ولايت مادر در عقد نكاح صغيرين خود نداريم . اكنون به ادلهء نافيه ولايت ام بازمىگرديم و به ادامهء بررسى آنها مىپردازيم : اول : صحيحهء محمد بن مسلم « احمد بن محمد بن عيسى عن محمد بن ابى عمير عن صفوان عن العلاء عن محمد بن مسلم عن ابى جعفر عليه السلام فى الصّبى يتزوج الصبيّة يتوارثان ؟ قال : اذا كان ابواهما اللذان زوّجاهما فنعم » « 1 » مفهوم اين جمله شرطيه آن است كه اگر عقد توسط كسى غير از پدر صبى و پدر صبيّه واقع شده باشد صحيح نيست و از يكديگر ارث نمىبرند ، اطلاق اين مفهوم شامل صورتى كه پدر صبى و مادر صبيّه يا مادر صبى و پدر صبيه عقد آنها را خواندهاند مىشود و اطلاق اين روايت حكم به بطلان چنين عقدى مىكند و چون مسلم است كه پدر بر صبى يا صبيه ولايت دارد پس اگر اشكالى باشد به خاطر ولايت نداشتن مادر است . به اين روايت صاحب رياض استدلال كرده است و به نظر ما نيز اين استدلال تمام است .
--> ( 1 ) جامع الاحاديث ، 25 / 193 ، باب 51 از ابواب التزويج ، ح 3 ، وسائل الشيعة 20 / 292 ، باب 12 ، از ابواب عقد النكاح و اولياء العقد ، ح 1 .